|
در
17:12 دوشنبه 15 شهريور ماه ، 1389
شما با آي پي
38.107.191.101
سيستم عامل
نسخه
بيت
اندازه تصوير
وارد بوشهر پاتوق شده ايد,خوش آمديد
|

پس از سالها كاوش، محققان منطقهاي را در كشور اتيوپي بهعنوان نخستين محل زندگي آدم و حوا معرفي كردند.
به گزارش ايسنا به نقل از نيويوركتايمز، سخنگوي گروهي از محققان دانشگاه جورج واشنگتن آمريكا كه از سالها پيش بهدنبال كشف مكاني هستند كه ممكن است، هزاران سال پيش، محل زندگي آدم و حواد بوده باشد، اعلام كرد كه محل زندگي آدم و حوا احتمالا در منطقهاي در جنوب قارهي آفريقا بوده است.
اين محققان از سالها پيش، تلاشهاي خود را براي كشف محل زندگي آدم و حوا آغاز كرده و 14 منطقه را در قارههاي آفريقا، اروپا و آسيا بهعنوان زيستگاه نخستين انسان تعيين كردهاند.
محققان معتقدند، محل زنگي آدم و حوا منطقهاي است كه تنوع ژنتيكي در آن زياد است. به همين دليل، آنها منطقهاي را در جنوب آفريقا در كنار صحراي كالاهاري (Kalahari) در اتيوپي بهعنوان احتمال نخست اين كشف تاريخي اعلام كردهاند.
البته محققان هنوز بهدنبال كشف محل دقيق زندگي آدم و حوا در حدود 50هزار سال پيش هستند و اميدوارند تا در سالهاي آينده بتوانند به شواهد بيشتري در اين زمينه دست يابند. البته اكنون بيشتر محققان به اين امر معتقدند كه محل زندگي آدم و حوا در قارهي آفريقا بوده است
در138 کیلومتری شهر شیراز ، در جاده آسفالت شیراز به آباده ، کمی دورتر از جاده امروزی ( حدود 3 کیلومتر) به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام مرغاب واقع است که مساحت تقریبی این دشت تقریباً 15×20 کیلومتر است. رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد و در کل این دشت 1200 متر از سطح دریاهای آزاد ارتفاع دارد.
پیش از ساخته شدن پاسارگاد در دشت مرغاب ، این منطقه از تمدنی کهن برخوردار بوده است که روستاهایی مانند : تل نخودی ، تل سه آسیاب ، دوتولان ، تل خاری در هزاره های سوم و چهارم در آنجا ایجاد گردیده و در دوره خود دارای رونق و شکوهی بی نظیر بودند.
هنگامیکه بازمانده های این پایتخت کهن ایران را مشاهده می کنید ناخودآگاه از خود می پرسید چرا در اینجا این پایتخت بنا شده است؟ انگیزه از برپایی آن چه بوده است؟
بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ، آستیاگ ( آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کار مبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد. هرچند با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی ) برجستگی پاسارگاد کمتر گردید اما ارزشمند بودن آن هیچ گاه کمرنگ نگردید بطوریکه پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند. کوروش پاسارگاد را در550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پربهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد..
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوقه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه جاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
در سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود
هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
ایسنا: قاچاقچيان ميراث فرهنگي كه قصد داشتند، قديميترين سنگ نوشته مرقد مطهر امام رضا (ع) را به قيمت سه ميليارد تومان به فروش برسانند، از سوي ماموران انتظامي ورامين شناسايي و دستگير شدند.
یکی از پیچیده ترین و اسرار امیزترین معماهای تاریخ , " معمای مرگ ناپلئون بناپارت " است . همین معما باعث شده تا علم پزشکی نوین وارد عرصه شده و مورخین را یاری کنند تا پرده از این راز صد ساله بر دارد . چرا و چگونه این معما شکل گرفته؟؟!! زیرا این تصور وجود دارد که " ناپلئون بناپارت " به مرگ طبیعی درنگذشته است , بلکه به ضرب گلوله از پای در امده است , و شخصی که بعنوان ناپلئون بناپارت در تبیعدگاه " سنت هلن " به مرگ طبیعی درگذشت – ناپلئون واقعی نبوده است, و این خود همواره بصورت یکی از اسرار تاریخ باقی مانده است . برای پی گیری موضوع به سراغ مدارکی میرویم که " پیتر مک رون " مورخ و یکی از بزرگترین کارگاهان " اسکاتلندیارد" انها را جمع اوری کرده است .
در دهکده " بالی مور " واقع در فرانسه مدرک رنگ و رو رفته ای بدست امده که معمای شگفت انگیز" ناپلئون بناپارت " را تا حدودی روشن میکند . بر روی این صفحه از کاغذ که امار مرگ و میر دهکده را در ان زمان مشخص میسازد نام مردی ذکر شده است بنام " فرانسوا اوژن ربو " و در این صفحه چنین نوشته شده است . " فرانسوا اوژن ربو " در سال 1771 در این دهکده متولد شد و در جزیره " سنت هلن " در گذشت . تاریخ مرگ او را که احتمالا جعلی بوده از مدتها پیش پاک کرده اند و این خود میتواند دلیل خوبی برای مدارک موجود باشد . هیچ ببعبد نیست که این شخص , روز پنجم مه 1821 با نام " ناپلئون بناپارت به " سنت هلن " درگذشته باشد . زیرا این شخص شباهت زیادی به "ناپلئون بناپارت " داشت . "
محمدحسن ميرزا فرزند محمدعلي شاه قاجار، نايب السلطنه و وليعهد برادر بزرگ خود، احمد شاه قاجار در سال 1316 ق/ 1277 ش در تبريز به دنيا آمد. مادرش ملک جهان خانم دختر کامران ميرزا پسر ناصرالدين شاه بود.1در آن زمان چون احمد شاه فرزند پسري نداشت، محمدحسن ميرزا در شعبان 1327 ق به ولايتعهدي او برگزيده شد. پس از پيروزي انقلاب مشروطه، شش ساله بود که به همراه پدرش به تهران آمد. تحصيلات مقدماتي را نزد معلمين سرخانه آغاز نمود و از کودکي به فرماندهي يکي از افواج تعيين شد. به همين سبب از همان ايام لباس نظامي با درجه سرهنگي به تن ميکرد.2
به گزارش پارسينه، شاه سلطان حسين آخرين پادشاه از خاندان صفوي بود که در ????ه.ق به جاي پدر بر تخت سلطنت نشست و توانست مدتي رسما بر کل کشور ايران حکومت نمايد. سلطنت وي با شورش افغانها و اشغال اصفهان به دست آنها پايان يافت. وي مردي بسيار هوسران و ضعيف النفس بود. در دوره حکومت وي آخرين بازماندههاي نظم حکومتي و ساختار اداري که با تلاشهاي شاه اسماعيل، شاه طهماسب و شاه عباس کبير ايجاد شده بود از ميان رفت.
![]() |
گفتگوی شنیدنی با بهاره افشاری(بیتا) |
![]() |
مهین شهابی درگذشت |
![]() |
5 دشمن گوگل که در تعقيبش هستند!! کم کم نيمه دوم سال 2010 شروع شده، در حالي که گوگل به همان سرعت که جلو مي رود، توسط رقبا و ... |
![]() |
هفت اشتباه بزرگ و جالب در پيشگويي آينده فناوري! |
![]() |
7 روش مفيد براي کاهش چين و چروک پوست پوست ما به دلايل مختلفي دچار چروکيدگي مي شود. از سرماي زياد و خشکي هوا گرفته تا بدي تغذيه و... |
![]() |
دست دادن فيزيکي از راه اينترنت ميسر شد!! (+عکس) امروزه از طريق نرم افزارهايي چون اسکايپ ميتوان به صورت صوتي و تصويري و با کمترين هزينه با دوستان و... |
سايت بوشهر پاتوق وابسته به هيچ دسته يا گروهي نيست و ثبت شده در پايگاه ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد مي باشد. ميزباني: شرکت نگاه روشن پارس